دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی summarize به فارسی

خلاصه کردن، کوته‌وار کردن، تلخیص کردن، ملخص کردن

بریتانیایی: /ˈsʌm.ər.aɪz/ آمریکایی: /ˈsʌm.ə.raɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: summarise Commonwealth

ریشه‌شناسی

From summary + -ize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
summarizes
وجه وصفی حال
summarizing
گذشته ساده
summarized
اسم مفعول
summarized
۱.

خلاصه کردن، کوته‌وار کردن، تلخیص کردن، ملخص کردن

گذراناگذرا

To prepare a summary of something.

Jim was asked to summarize the document by Wednesday.

از جیم خواسته شد تا چهارشنبه سند را خلاصه کند.

مترادف‌ها: précis

۲.

خلاصه‌ی چیزی بودن، نکات اصلی را بازگو کردن

گذراناگذرا

To give a recapitulation of the salient facts; to recapitulate or review.

After the meeting, Jim summarized the major decisions made.

بعد از جلسه، جیم تصمیمات مهم گرفته شده را خلاصه کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه summarize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.