دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی summarize به فارسی
خلاصه کردن، کوتهوار کردن، تلخیص کردن، ملخص کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: summarise Commonwealth
ریشهشناسی
From summary + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- summarizes
- وجه وصفی حال
- summarizing
- گذشته ساده
- summarized
- اسم مفعول
- summarized
خلاصه کردن، کوتهوار کردن، تلخیص کردن، ملخص کردن
To prepare a summary of something.
Jim was asked to summarize the document by Wednesday.
از جیم خواسته شد تا چهارشنبه سند را خلاصه کند.
مترادفها: précis
خلاصهی چیزی بودن، نکات اصلی را بازگو کردن
To give a recapitulation of the salient facts; to recapitulate or review.
After the meeting, Jim summarized the major decisions made.
بعد از جلسه، جیم تصمیمات مهم گرفته شده را خلاصه کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه summarize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.