واژههای حرف L
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- lacklustreاملای دیگر lackluster
- landslideریزش کوه، زمینلغزه، رانش زمین
- latterدومی، اخیرالذکر، پسینگفته
- lavishگشادهدست، سخاوتمند، بیمضایقه، دستودلباز
- leaderرهبر، پیشوا، فرمانده، سرور، سر دسته، لیدر
- leadershipتوانایی رهبری، لیاقت رهبری
- leaseاجاره، کرایه، سلاک، اجارهنامه، مدت اجاره
- legacyارث، میراث، ترکه، ماترک، ارثیه
- legalisationقانونیسازی، مشروعسازی
- legaliseقانونی کردن، مجاز کردن
- legislationقانونگذاری، وضع قانون، تصویب قانون
- legislatureپارلمان، مجلس شورای ملی، (امریکا) کنگره
- legitimacyقانونی بودن، قانونیت، مشروعیت
- legitimateقانونی، مشروع
- legitimiseمشروعیت بخشیدن، قانونی کردن
- legitimizeقانونی کردن، مشروع کردن، مجاز کردن، موجه کردن
- leverageعمل اهرم، قدرت اهرم، بار خیزانی
- levityجلفی، سبکی، سبک سری، شادی بیموقع یا نابرازنده
- levyمالیات بستن، مالیات وضع کردن، جریمه کردن
- lexiconواژگان یک زبان
- liableمسئول، ملزم، متعهد، پاسخگو
- liberalوابسته به علوم عمومی (علوم انسانی و هنر)
- liberaliseاملای استاندارد بریتانیایی (غیر آکسفورد) liberalize
- libertyآزادی (به ویژه از قید یا بیداد یا بردگی و غیره)
- libidoشهوت جنسی، غریزه و خواستههای جنسی
- likelihoodاحتمال، شوایی، شایدی
- limitlessبیکران، نامحدود، بیحدوحصر، ناکرانمند، بیپایان
- linguisticوابسته به زبان، لسانی
- linguisticsزبانشناسی
- literacyسواد، قدرت خواندن و نوشتن، سوادآموزی
- literalتحتاللفظی، حرف به حرف، موبهمو، بیکموکاست
- literaryوابسته به ادبیات، ادبی
- literatureادبیات، آثار ادبی
- localiseاملای بریتانیایی localize؛ بومیسازی کردن، محلی کردن
- lockstepگام نظامی که در آن پنجهٔ یک نفر به پاشنهٔ نفر جلویی بسیار نزدیک میشود.
- logicمنطقی
- logisticsفرآیند برنامهریزی، اجرا و کنترل جریان و ذخیرهسازی کارآمد کالاها، خدمات و اطلاعات مرتبط
- long-termدرازمدت، بلندمدت
- longitudinalوابسته به درازا، طولی
- lucrativenessسودآوری، پرمنفعتی
- lynchpinشکل دیگر linchpin