دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی symbolize به فارسی

نماد چیزی بودن، دال بر چیزی بودن، حاکی بودن

بریتانیایی: /ˈsɪm.bəl.aɪz/ آمریکایی: /ˈsɪm.bə.laɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: symbolise UK

ریشه‌شناسی

From Middle French symboliser.

فعل

سوم‌شخص مفرد
symbolizes
وجه وصفی حال
symbolizing
گذشته ساده
symbolized
اسم مفعول
symbolized
۱.

نماد چیزی بودن، دال بر چیزی بودن، حاکی بودن

گذرا

To be symbolic of; to represent.

The dove symbolizes peace.

کبوتر مظهر صلح است.

مترادف‌ها: represent

۲.

نماد به‌کار بردن، نمادین کردن، نمادسازی کردن

گذراناگذرا

To use symbols; to represent ideas symbolically.

The poet tends to symbolize in his works.

شاعر در آثارش تمایل به نمادپردازی دارد.

۳.

با یکدیگر هم‌سانی داشتن، مطابقت داشتن، هماهنگ بودن

ناگذرامنسوخ

To resemble each other in qualities or properties; to correspond; to harmonize.

These two emblems symbolize the same ideal.

این دو نماد همان ایدهٔ یکسان را نشان می‌دهند.

مترادف‌ها: harmonize

۴.

هم‌عقیده بودن، موافق بودن

ناگذرامنسوخ

To hold the same faith; to agree.

The two factions symbolized in faith, agreeing to a common creed.

دو جناح در ایمان هم‌عقیده بودند و به یک عقیده مشترک توافق کردند.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه symbolize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.