دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی self-discipline به فارسی

انضباط شخصی، خودفرمانی

بریتانیایی: /ˌselfˈdɪs.ə.plɪn/ آمریکایی: /ˌselfˈdɪs.ə.plɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From self- + discipline.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۱.

انضباط شخصی، خودفرمانی

Control of oneself.

To achieve his goals, Tom needed a lot of self-discipline.

برای رسیدن به اهدافش، تام به انضباط شخصی زیادی نیاز داشت.

مترادف‌ها: self-command، self-control، self-mastery، self-regulation

متضادها: undisciplinedness

واژه‌های خاص‌تر: self-restraint

واژه‌های هم‌رده: self-awareness، self-criticism

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه self-discipline را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.