دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی surely به فارسی
بدون شکست، حتماً
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English surely; equivalent to sure + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- surelier، more surely
- صفت عالی
- sureliest، most surely
بدون شکست، حتماً
Without fail.
slowly but surely
آهسته و پیوسته
قطعاً، مسلماً، یقیناً
Certainly, undoubtedly.
Surely, you must be joking.
حتماً شوخی میکنی.
مترادفها: certainly
با اطمینان
With confidence.
His feet were planted surely on the ground.
پاهایش با اطمینان روی زمین قرار داشت.
اصطلاحها و عبارتها
slowly but surely
آهسته و پیوسته، بدون احتمال شکست، با سنجش کلیهی جوانب
In a careful and steady manner, without fail.
He is slowly but surely recovering from his illness.
او آهسته و پیوسته از بیماریاش بهبود مییابد.
عبارتهای مرتبط
- slowly but surely
- آهسته و پیوسته، بدون احتمال شکست، با سنجش کلیهی جوانب
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه surely را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.