دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی scholar به فارسی
دانشجو یا دانشآموز بورسیهدار، دریافتکننده کمک هزینه تحصیلی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English scōlere, from Late Latin scholāris, from schola (school).
اسم
- جمع
- scholars
دانشجو یا دانشآموز بورسیهدار، دریافتکننده کمک هزینه تحصیلی
A student who studies at school or college, typically having a scholarship.
She was awarded a scholarship and became a scholar at the university.
او بورسیه دریافت کرد و در دانشگاه به عنوان یک دانشجو بورسیهدار پذیرفته شد.
مترادفها: student، pupil
متخصص در یک شاخه خاص از دانش
A specialist in a particular branch of knowledge.
a Renaissance scholar
ویژهگر دوره رنسانس
مترادفها: expert، specialist
دانشمند، عالم، محقق، فاضل
A learned person; an academic.
a great Persian scholar
یک دانشمند بزرگ ایرانی
مترادفها: academic، learned person، savant
بورسیهدار ممتاز
Someone who received a prestigious scholarship.
He is a scholar of the President's Scholarship.
او بورسیهدار بورسیه ریاست جمهوری است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه scholar را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.