دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی stereotype به فارسی

کلیشه، پندار یا گفتار یا رفتار قالبی

بریتانیایی: /ˈster.i.ə.taɪp/ آمریکایی: /ˈster.i.ə.taɪp/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Borrowed from French stéréotype, equivalent to stereo- + type.

اسم

جمع
stereotypes
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کلیشه، پندار یا گفتار یا رفتار قالبی

A conventional, formulaic, and often oversimplified or exaggerated conception, opinion, or image of a person or group.

Not all Zumbetonians wear plimsolls. That's just a stereotype.

همهٔ زومبتونی‌ها کفش پلیمزول نمی‌پوشند. این فقط یک کلیشه است.

واژه‌های هم‌رده: cliché، platitude

۲.

نمونهٔ کامل یک تیپ یا گروه

روان‌شناسی

A person who is regarded as embodying or conforming to a set image or type.

He is the stereotype of a banker.

او نمونهٔ کامل یک بانکدار است.

۳.

کلیشهٔ چاپ، صفحهٔ فلزی قالبی

چاپ

A metal printing plate cast from a matrix moulded from a raised printing surface.

The printer used a stereotype for the illustration.

چاپگر برای تصویر از یک کلیشه استفاده کرد.

مترادف‌ها: cliché

۴.

کلیشه در یو‌ام‌ال، مکانیزم توسعه‌پذیری

مهندسی نرم‌افزار

An extensibility mechanism of the Unified Modeling Language, allowing a new element to be derived from an existing one with added specializations.

The UML stereotype «interface» extends the class element.

کلیشهٔ یو‌ام‌ال «رابط» عنصر کلاس را گسترش می‌دهد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
stereotypes
وجه وصفی حال
stereotyping
گذشته ساده
stereotyped
اسم مفعول
stereotyped
۵.

کلیشه‌ای کردن، قالبی کردن، با کلیشه قضاوت کردن

گذرا

To make a stereotype of someone or something, or characterize someone by a stereotype.

It's unfair to stereotype people based on their appearance.

کلیشه‌ای قضاوت کردن دربارهٔ افراد بر اساس ظاهرشان ناعادلانه است.

۶.

کلیشه ساختن، از روی کلیشه چاپ کردن

گذراچاپ

To prepare for printing in stereotype; to produce stereotype plates of.

They stereotyped the Bible for mass production.

آنها کتاب مقدس را برای تولید انبوه کلیشه کردند.

۷.

با کلیشه چاپ کردن

گذراچاپ

To print from a stereotype.

The book was stereotyped in the 19th century.

این کتاب در قرن نوزدهم با کلیشه چاپ شد.

۸.

تثبیت کردن، پایدار کردن

گذرامجازی

To make firm or permanent; to fix.

Time has stereotyped these customs.

زمان این رسوم را تثبیت کرده است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه stereotype را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.