دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی specification به فارسی
مشخصات دقیق، جزئیات فنی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French specification, from Medieval Latin specificationem.
اسم
- جمع
- specifications
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مشخصات دقیق، جزئیات فنی
An explicit set of requirements to be satisfied by a material, product, or service.
The engineer provided a detailed specification for the new building.
مهندس مشخصات دقیق ساختمان جدید را ارائه داد.
عمل مشخص کردن، تعیین
An act of specifying.
The specification of the requirements took several hours.
مشخص کردن الزامات چندین ساعت طول کشید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه specification را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.