دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی surgical به فارسی
وابسته به جراح و جراحی، ناشی از جراحی، جراحی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English cirurgical, from Medieval Latin cirurgicālis, from Greek kheirourgía (hand + work).
صفت
- صفت تفضیلی
- more surgical
- صفت عالی
- most surgical
وابسته به جراح و جراحی، ناشی از جراحی، جراحی
Of, relating to, used in, or resulting from surgery.
surgical instruments
ابزار جراحی
دقیق، جراحوار، جراحیمانند
Precise or very accurate.
The building was destroyed with a surgical air-strike.
تک هوایی دقیق و روی هدف
به طرز طاقتفرسایی طولانی، خستهکننده
Excruciatingly or wearyingly drawn-out.
The meeting felt surgical in its length.
جلسه به طرز طاقتفرسایی طولانی بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه surgical را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.