دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی surgical به فارسی

وابسته به جراح و جراحی، ناشی از جراحی، جراحی

بریتانیایی: /ˈsɜː.dʒɪ.kəl/ آمریکایی: /ˈsɝː.dʒɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English cirurgical, from Medieval Latin cirurgicālis, from Greek kheirourgía (hand + work).

صفت

صفت تفضیلی
more surgical
صفت عالی
most surgical
۱.

وابسته به جراح و جراحی، ناشی از جراحی، جراحی

Of, relating to, used in, or resulting from surgery.

surgical instruments

ابزار جراحی

۲.

دقیق، جراح‌وار، جراحی‌مانند

Precise or very accurate.

The building was destroyed with a surgical air-strike.

تک هوایی دقیق و روی هدف

۳.

به طرز طاقت‌فرسایی طولانی، خسته‌کننده

Excruciatingly or wearyingly drawn-out.

The meeting felt surgical in its length.

جلسه به طرز طاقت‌فرسایی طولانی بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه surgical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.