دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی spotlight به فارسی
نورافکن (بهویژه در صحنهی تئاتر یا ویترین مغازه)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From spot + light.
اسم
- جمع
- spotlights
- شمارشپذیری
- countable
نورافکن (بهویژه در صحنهی تئاتر یا ویترین مغازه)
A bright, directional light or lamp, especially one used to illuminate the focus or center of attention on a stage.
The actor stood in the spotlight on the stage, delivering his lines confidently.
بازیگر زیر نورافکن روی صحنه ایستاده بود و با اعتماد به نفس دیالوگهایش را میگفت.
دایرهی نوری که نورافکن میاندازد
The circle of light shed by a spotlight.
The spotlight moved across the stage.
نورافکن در سراسر صحنه حرکت کرد.
توجه همگانی، مرکز توجه
The center of attention; the highlight or most important part.
Some people enjoy the spotlight.
بعضی افراد از توجه همگانی لذت میبرند.
فعل
- سومشخص مفرد
- spotlights
- وجه وصفی حال
- spotlighting
- گذشته ساده
- spotlighted، spotlit
- اسم مفعول
- spotlighted، spotlit
زیر نورافکن قرار دادن
To illuminate with a spotlight.
The dancer was spotlighted on the dark stage.
رقصنده روی صحنه تاریک زیر نورافکن قرار گرفت.
مرکز توجه کردن، کانون توجه قرار دادن
To draw attention to.
The news series served to spotlight corruption.
مجموعه خبری به کانون توجه قرار دادن فساد کمک کرد.
با نورافکن شکار کردن
To use a spotlight in hunting animals.
They spotlighted deer at night.
آنها شبها با نورافکن آهو شکار میکردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه spotlight را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.