دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی sentiment به فارسی

احساس، تمایل، گرایش

بریتانیایی: /ˈsen.tɪ.mənt/ آمریکایی: /ˈsen.t̬ə.mənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French sentement, from Latin sentimentum.

اسم

جمع
sentiments
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

احساس، تمایل، گرایش

A general thought, feeling, or sense.

The sentiment emerged that we were acting too soon.

این احساس پدید آمد که ما خیلی زود عمل می‌کنیم.

مترادف‌ها: emotion، affect

۲.

عواطف، احساسات (به ویژه احساسات لطیف در مقابل عقل یا قضاوت)

uncountable

Feelings, especially tender feelings, as apart from reason or judgment, or of a weak or foolish kind.

Good decision-making is not governed by mere sentiment.

تصمیم‌گیری خوب صرفاً با احساسات هدایت نمی‌شود.

واژه‌های عام‌تر: emotion

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه sentiment را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.