دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی shelve به فارسی

تاقچه‌دار کردن، قفسه‌بندی کردن

بریتانیایی: /ʃelv/ آمریکایی: /ʃelv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

Back-formation from shelves, plural of shelf.

فعل

سوم‌شخص مفرد
shelves
وجه وصفی حال
shelving
گذشته ساده
shelved
اسم مفعول
shelved
۱.

تاقچه‌دار کردن، قفسه‌بندی کردن

گذرا

To furnish a place with shelves.

to shelve a library

کتابخانه‌ای را قفسه‌بندی کردن

۲.

روی تاقچه گذاشتن، در قفسه گذاشتن

گذرا

To place something on a shelf.

The library needs volunteers to help shelve books.

کتابخانه برای چیدن کتاب‌ها در قفسه‌ها به داوطلب نیاز دارد.

متضادها: deshelve، unshelve

۳.

به بعد موکول کردن، مسکوت گذاشتن

گذرا

To set aside or postpone dealing with something.

They shelved the entire project when they heard how much it would cost.

وقتی فهمیدند پروژه چقدر هزینه دارد، آن را به کلی کنار گذاشتند.

مترادف‌ها: mothball، pigeonhole، table

۴.

از خدمت کنار گذاشتن، بازنشسته کردن

گذرا

To remove someone from active service.

The officer was shelved after the scandal.

افسر پس از رسوایی از خدمت معاف شد.

۵.

آویزان شدن یا بیرون زدن مانند طاقچه

ناگذرامنسوخ

To hang over or project like a shelf.

The cliff shelves over the sea, casting a long shade at sunset.

صخره بر فراز دریا آویزان است و در غروب سایه‌ای طولانی می‌اندازد.

اسم

جمع
shelves
۶.

صخره‌ای به شکل طاقچه، لبه صخره

قدیمی

A rocky shelf or ledge.

They paused on a shelve of the cliff, where the wind found little purchase and gulls wheeled above.

آنها روی لبه‌ای از صخره که باد به سختی می‌وزید توقف کردند و گُلان بالای سرشان می‌چرخیدند.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Late Middle English shelven; possibly related to shelf or West Frisian skelf.

فعل

سوم‌شخص مفرد
shelves
وجه وصفی حال
shelving
گذشته ساده
shelved
اسم مفعول
shelved
۷.

کج کردن (گاری) برای تخلیه بار

گذرابریتانیاییگویشی

To tilt or tip a cart to discharge its contents.

He shelved the cart to unload the stones.

او گاری را کج کرد تا سنگ‌ها را خالی کند.

۸.

شیب داشتن، مایل بودن

ناگذرا

Of land or a surface: to incline or slope.

The ground shelves gently towards the river.

زمین به آرامی به سمت رودخانه شیب دارد.

۹.

در وضعیت مایل یا شیب‌دار بودن

ناگذرامنسوخ

To be in an inclined or sloping position.

The roof shelves toward the valley after the storm, as the eaves sag with the rain.

سقف به دره مایل می‌شود پس از طوفان و ستون‌های آن به دلیل باران فروافتاده‌اند.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

Singular form of shelves, plural of shelf (reef, sandbar).

اسم

جمع
shelves
۱۰.

صخره زیرآبی، تپه شنی، کم‌آب‌گاه

قدیمی

Alternative spelling of shelf, meaning a reef, sandbar, or shoal.

The ship ran aground on a shelve amid the reef, held fast by the tide.

کشتی بر روی یک shelve زیرآبی در میان صخره‌ها به گل نشست و مد بازداشتش می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه shelve را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.