دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی shelve به فارسی
تاقچهدار کردن، قفسهبندی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
Back-formation from shelves, plural of shelf.
فعل
- سومشخص مفرد
- shelves
- وجه وصفی حال
- shelving
- گذشته ساده
- shelved
- اسم مفعول
- shelved
تاقچهدار کردن، قفسهبندی کردن
To furnish a place with shelves.
to shelve a library
کتابخانهای را قفسهبندی کردن
روی تاقچه گذاشتن، در قفسه گذاشتن
To place something on a shelf.
The library needs volunteers to help shelve books.
کتابخانه برای چیدن کتابها در قفسهها به داوطلب نیاز دارد.
متضادها: deshelve، unshelve
به بعد موکول کردن، مسکوت گذاشتن
To set aside or postpone dealing with something.
They shelved the entire project when they heard how much it would cost.
وقتی فهمیدند پروژه چقدر هزینه دارد، آن را به کلی کنار گذاشتند.
مترادفها: mothball، pigeonhole، table
از خدمت کنار گذاشتن، بازنشسته کردن
To remove someone from active service.
The officer was shelved after the scandal.
افسر پس از رسوایی از خدمت معاف شد.
آویزان شدن یا بیرون زدن مانند طاقچه
To hang over or project like a shelf.
The cliff shelves over the sea, casting a long shade at sunset.
صخره بر فراز دریا آویزان است و در غروب سایهای طولانی میاندازد.
اسم
- جمع
- shelves
صخرهای به شکل طاقچه، لبه صخره
A rocky shelf or ledge.
They paused on a shelve of the cliff, where the wind found little purchase and gulls wheeled above.
آنها روی لبهای از صخره که باد به سختی میوزید توقف کردند و گُلان بالای سرشان میچرخیدند.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Late Middle English shelven; possibly related to shelf or West Frisian skelf.
فعل
- سومشخص مفرد
- shelves
- وجه وصفی حال
- shelving
- گذشته ساده
- shelved
- اسم مفعول
- shelved
کج کردن (گاری) برای تخلیه بار
To tilt or tip a cart to discharge its contents.
He shelved the cart to unload the stones.
او گاری را کج کرد تا سنگها را خالی کند.
شیب داشتن، مایل بودن
Of land or a surface: to incline or slope.
The ground shelves gently towards the river.
زمین به آرامی به سمت رودخانه شیب دارد.
در وضعیت مایل یا شیبدار بودن
To be in an inclined or sloping position.
The roof shelves toward the valley after the storm, as the eaves sag with the rain.
سقف به دره مایل میشود پس از طوفان و ستونهای آن به دلیل باران فروافتادهاند.
مدخل ۳
ریشهشناسی
Singular form of shelves, plural of shelf (reef, sandbar).
اسم
- جمع
- shelves
صخره زیرآبی، تپه شنی، کمآبگاه
Alternative spelling of shelf, meaning a reef, sandbar, or shoal.
The ship ran aground on a shelve amid the reef, held fast by the tide.
کشتی بر روی یک shelve زیرآبی در میان صخرهها به گل نشست و مد بازداشتش میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه shelve را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.