دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی saturated به فارسی

کاملاً خیس شده، اشباع شده، مالامال

بریتانیایی: /ˈsætʃəreɪtɪd/ آمریکایی: /ˈsætʃəreɪtɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

کاملاً خیس شده، اشباع شده، مالامال

Completely soaked, filled to capacity.

The soil was so saturated with water that it could not absorb any more rain.

خاک آنقدر از آب اشباع شده بود که دیگر نمی‌توانست باران بیشتری جذب کند.

۲.

سیرشده، اشباع (در شیمی)

شیمی

Having all available valence bonds filled; unable to dissolve more of a solute.

The solution became saturated when no more sugar could dissolve in the water.

محلول زمانی سیرشده شد که دیگر قند بیشتری در آب حل نمی‌شد.

۳.

رنگ خالص و بدون سفیدی، اشباع

رنگ

Having a high degree of purity, not mixed with white.

The artist used a saturated blue to make the painting stand out.

هنرمند از یک آبی اشباع شده استفاده کرد تا نقاشی برجسته شود.

۴.

دارای بیشترین مقدار ممکن سیلیکا (در مورد سنگ‌ها و کانی‌ها)

زمین‌شناسی

Containing the maximum possible amount of silica (of rocks and minerals).

The granite in this area is saturated with silica, making it very hard and durable.

گرانیت در این منطقه دارای بیشترین مقدار ممکن سیلیکا است که آن را بسیار سخت و بادوام می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه saturated را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.