واژههای حرف J
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- jadedخسته، وامانده، دلزده
- jeopardizeبه خطر انداختن، به مخاطره انداختن
- jeopardyخطر، مخاطره، سیج، ورطه
- jihadجهاد، جنگ مقدس مسلمانان
- jokinglyبه شوخی، از روی شوخی
- journalدفتر رویدادهای روزانه، دفترچهی خاطرات (روزانه)
- journalismروزنامهنگاری، خبرنگاری
- judgmentalقضاوتی، وابسته به قضاوت، داورانه، دادرسانه
- judicialوابسته به اجرای عدالت، قضایی
- judiciousعاقل، دارای قضاوت درست، مدبر، باتدبیر، بادرایت
- jump-startاستارت زدن، (اتومبیل را) با وصل کردن باطری اتومبیل دیگر روشن کردن
- jumpstartشکل دیگر jump-start، استارت زدن با اتصال باتری
- jurisdictionصلاحیت قضایی، دادرسی، دادوری، رسیدگی به امور قضایی
- justifiableتوجیهپذیر، قابل توجیه، موجه
- justificationتوجیه، دلیل، بهانهی موجه