دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی similarity به فارسی
شباهت، همانندی، مانستگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French similarité, morphologically similar + -ity.
اسم
- جمع
- similarities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شباهت، همانندی، مانستگی
Closeness of appearance to something else.
There is a lot of similarity between these two poems.
میان این دو شعر شباهت زیادی وجود دارد.
مترادفها: resemblance
متضادها: difference
شباهت، همآسایی، همگونی (در فلسفه)
The relation of sharing properties.
The similarity of the two concepts is debated.
شباهت این دو مفهوم مورد بحث است.
تشابه، مانایی (در هندسه)
A transformation that preserves angles and the ratios of distances.
The two triangles have a similarity because their corresponding angles are equal.
دو مثلث به دلیل برابر بودن زاویههای متناظرشان تشابه دارند.
تشابه (در جبر خطی)
The property of two matrices being similar.
The similarity of the matrices was proven.
تشابه ماتریسها اثبات شد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه similarity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.