دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی similarity به فارسی

شباهت، همانندی، مانستگی

بریتانیایی: /ˌsɪm.ɪˈlær.ə.ti/ آمریکایی: /ˌsɪm.əˈler.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French similarité, morphologically similar + -ity.

اسم

جمع
similarities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

شباهت، همانندی، مانستگی

Closeness of appearance to something else.

There is a lot of similarity between these two poems.

میان این دو شعر شباهت زیادی وجود دارد.

مترادف‌ها: resemblance

متضادها: difference

۲.

شباهت، هم‌آسایی، همگونی (در فلسفه)

فلسفه

The relation of sharing properties.

The similarity of the two concepts is debated.

شباهت این دو مفهوم مورد بحث است.

۳.

تشابه، مانایی (در هندسه)

هندسه

A transformation that preserves angles and the ratios of distances.

The two triangles have a similarity because their corresponding angles are equal.

دو مثلث به دلیل برابر بودن زاویه‌های متناظرشان تشابه دارند.

۴.

تشابه (در جبر خطی)

ریاضیاتجبر خطی

The property of two matrices being similar.

The similarity of the matrices was proven.

تشابه ماتریس‌ها اثبات شد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه similarity را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.