دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی seek به فارسی

جستجو کردن، جوییدن، دنبال چیزی گشتن، در پی چیزی بودن

بریتانیایی: /siːk/ آمریکایی: /siːk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: seech dialectal؛ seeke obsolete

Fowler criticizes the use of 'seek' in place of 'try' or 'look for'.

ریشه‌شناسی

From Middle English seken, from Old English sēċan, from Proto-Germanic *sōkijaną.

فعل

سوم‌شخص مفرد
seeks
وجه وصفی حال
seeking
گذشته ساده
sought
اسم مفعول
sought
۱.

جستجو کردن، جوییدن، دنبال چیزی گشتن، در پی چیزی بودن

ambitransitive

To try to find; to look for; to search for.

I seek wisdom.

من به دنبال خرد می‌گردم.

مترادف‌ها: look for، search for

۲.

درخواست کردن، خواستن، طلب کردن

گذرا

To ask for; to solicit; to beseech.

I seek forgiveness through repentance.

من از طریق توبه طلب بخشش می‌کنم.

۳.

در پی چیزی بودن، طالب بودن، خواستار شدن

گذرا

To try to acquire or gain; to strive after; to aim at.

I sought my fortune on the goldfields.

من در معادن طلا به دنبال ثروت گشتم.

۴.

رفتن، حرکت کردن (در جهتی معین)

ناگذرامنسوخ

To go, move, travel (in a given direction).

The expedition sought northward, pressing on through the cold.

کاروانِ اکتشافی به سمت شمال سیر می‌کرد و از سرمای سرد عبور می‌کرد.

۵.

پناه بردن، پناه جستن (در محلی)

گذرا

To try to reach or come to; to go to; to resort to.

When the alarm went off I sought the exit in a panic.

وقتی زنگ خطر به صدا درآمد، با وحشت به سمت خروجی پناه بردم.

۶.

کوشیدن، سعی کردن

ناگذراگاهی نادرست

To attempt, endeavour, try.

Our company does not seek to limit its employees from using the internet.

شرکت ما نمی‌کوشد کارمندان خود را از استفاده از اینترنت محدود کند.

۷.

پیمایش کردن در یک جریان داده

ناگذرارایانه

To navigate through a stream.

You can seek through the audio file.

می‌توانید در فایل صوتی پیمایش کنید.

مترادف‌ها: scrub

اسم

جمع
seeks
شمارش‌پذیری
countable
۸.

عملیات پیمایش در یک جریان داده

رایانه

The operation of navigating through a stream.

The disk seek time is very fast.

زمان جستجوی دیسک بسیار سریع است.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

seek and destroy

۹.

جوییدن و نابود کردن، جست و نابود کردن

نظامی

To search for and eliminate targets.

a missile that can seek and destroy enemy planes with accuracy

موشکی که می‌تواند هواپیماهای دشمن را با دقت بجوید و نابود کند

seek and you shall find

۱۰.

عاقبت جوینده یابنده بود

If you search, you will find what you are looking for.

seek one's fortune

۱۱.

دنبال پولدار شدن بودن

To try to become rich or successful.

seek revenge

۱۲.

کینه توزی کردن، کینه توزیدن، دنبال انتقام بودن

To try to get revenge.

عبارت‌های مرتبط

seek revenge
کینه توزی کردن، کینه توزیدن، دنبال انتقام بودن
seek and destroy
جوییدن و نابود کردن، جست و نابود کردن
seek one's fortune
دنبال پولدار شدن بودن
seek and you shall find
عاقبت جوینده یابنده بود

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه seek را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.