دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی seek به فارسی
جستجو کردن، جوییدن، دنبال چیزی گشتن، در پی چیزی بودن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: seech dialectal؛ seeke obsolete
Fowler criticizes the use of 'seek' in place of 'try' or 'look for'.
ریشهشناسی
From Middle English seken, from Old English sēċan, from Proto-Germanic *sōkijaną.
فعل
- سومشخص مفرد
- seeks
- وجه وصفی حال
- seeking
- گذشته ساده
- sought
- اسم مفعول
- sought
جستجو کردن، جوییدن، دنبال چیزی گشتن، در پی چیزی بودن
To try to find; to look for; to search for.
I seek wisdom.
من به دنبال خرد میگردم.
مترادفها: look for، search for
درخواست کردن، خواستن، طلب کردن
To ask for; to solicit; to beseech.
I seek forgiveness through repentance.
من از طریق توبه طلب بخشش میکنم.
در پی چیزی بودن، طالب بودن، خواستار شدن
To try to acquire or gain; to strive after; to aim at.
I sought my fortune on the goldfields.
من در معادن طلا به دنبال ثروت گشتم.
رفتن، حرکت کردن (در جهتی معین)
To go, move, travel (in a given direction).
The expedition sought northward, pressing on through the cold.
کاروانِ اکتشافی به سمت شمال سیر میکرد و از سرمای سرد عبور میکرد.
پناه بردن، پناه جستن (در محلی)
To try to reach or come to; to go to; to resort to.
When the alarm went off I sought the exit in a panic.
وقتی زنگ خطر به صدا درآمد، با وحشت به سمت خروجی پناه بردم.
کوشیدن، سعی کردن
To attempt, endeavour, try.
Our company does not seek to limit its employees from using the internet.
شرکت ما نمیکوشد کارمندان خود را از استفاده از اینترنت محدود کند.
پیمایش کردن در یک جریان داده
To navigate through a stream.
You can seek through the audio file.
میتوانید در فایل صوتی پیمایش کنید.
مترادفها: scrub
اسم
- جمع
- seeks
- شمارشپذیری
- countable
عملیات پیمایش در یک جریان داده
The operation of navigating through a stream.
The disk seek time is very fast.
زمان جستجوی دیسک بسیار سریع است.
اصطلاحها و عبارتها
seek and destroy
جوییدن و نابود کردن، جست و نابود کردن
To search for and eliminate targets.
a missile that can seek and destroy enemy planes with accuracy
موشکی که میتواند هواپیماهای دشمن را با دقت بجوید و نابود کند
seek and you shall find
عاقبت جوینده یابنده بود
If you search, you will find what you are looking for.
seek one's fortune
دنبال پولدار شدن بودن
To try to become rich or successful.
seek revenge
کینه توزی کردن، کینه توزیدن، دنبال انتقام بودن
To try to get revenge.
عبارتهای مرتبط
- seek revenge
- کینه توزی کردن، کینه توزیدن، دنبال انتقام بودن
- seek and destroy
- جوییدن و نابود کردن، جست و نابود کردن
- seek one's fortune
- دنبال پولدار شدن بودن
- seek and you shall find
- عاقبت جوینده یابنده بود
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه seek را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.