دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی symmetrical به فارسی

متقارن، قرینه، هم‌برابر

بریتانیایی: /sɪˈmet.rɪ.kəl/ آمریکایی: /sɪˈmet.rɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From symmetry + -ical.

صفت

صفت تفضیلی
more symmetrical
صفت عالی
most symmetrical
۱.

متقارن، قرینه، هم‌برابر

Exhibiting symmetry; having harmonious or proportionate arrangement of parts; having corresponding parts or relations.

The human body is symmetrical.

بدن انسان متقارن است.

مترادف‌ها: symmetric

متضادها: asymmetrical

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه symmetrical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.