دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی stipulate به فارسی
شرط کردن، قید کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Latin stipulatus, from stipulor.
فعل
- سومشخص مفرد
- stipulates
- وجه وصفی حال
- stipulating
- گذشته ساده
- stipulated
- اسم مفعول
- stipulated
شرط کردن، قید کردن
To require (something) as a condition of a contract or agreement.
The contract stipulates that the work must be completed by the end of the month.
قرارداد شرط میکند که کار باید تا پایان ماه کامل شود.
تصریح کردن، قید کردن
To specify, promise or guarantee something in an agreement.
The carpet's specifications are clearly stipulated in the contract.
مشخصات فرش در قرارداد فروش به وضوح قید شده است.
تصدیق کردن، پذیرفتن
To acknowledge the truth of; not to challenge.
The defense stipulates that the witness has identified my client.
دفاع تصدیق میکند که شاهد موکل من را شناسایی کرده است.
شرط کردن، قید کردن
To ask for a contractual term.
They stipulated for a lower price.
آنها برای قیمت پایینتر شرط کردند.
توافق کردن، به توافق رسیدن
To mutually agree.
The parties stipulated to the terms.
طرفین در مورد شرایط توافق کردند.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From stipule + -ate.
صفت
گوشوارکدار، گوشوارکی
Having stipules.
The leaves of this plant are stipulate.
برگهای این گیاه گوشوارکدار هستند.
متضادها: exstipulate
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه stipulate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.