دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی seminal به فارسی

وابسته به تخم یا بذر یا منی، تخمی، دانه‌ای

بریتانیایی: /ˈsem.ɪ.nəl/ آمریکایی: /ˈsem.ə.nəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin sēminālis, from sēmen meaning seed.

صفت

صفت تفضیلی
more seminal
صفت عالی
most seminal
۱.

وابسته به تخم یا بذر یا منی، تخمی، دانه‌ای

Of or relating to seed or semen.

The scientist studied the seminal fluid to understand more about reproduction.

دانشمند مایع منی را برای درک بیشتر درباره تولید مثل مطالعه کرد.

مترادف‌ها: germinal

۲.

زایشی، زایشگر، آغازگر

Creative or having the power to originate.

seminal power

نیروی زایشی

مترادف‌ها: innovative، primary

۳.

بنیادین، اندیشه‌آفرین، مکتب‌آفرین

Highly influential, especially in some original way, and providing a basis for future development or research.

The Structure of Scientific Revolutions was a seminal work in the modern philosophy of science.

کتاب ساختار انقلاب‌های علمی اثری بنیادین در فلسفه مدرن علم بود.

مترادف‌ها: influential، pioneering، formative

اسم

جمع
seminals
۴.

تخم، بذر

منسوخ

A seed.

The old farmer spoke of a single seminal kept in a clay urn, to be planted at the next spring's dawn.

کشاورز پیر از یک seminal نگه داشته‌شده در کوزهٔ سفالی سخن گفت که برای کاشت در سپیده‌دم بهار آینده در نظر گرفته شده بود.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه seminal را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.