دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی tension به فارسی
وضعیتی که در آن بین دو یا چند نیروی متضاد نگه داشته میشود
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from Middle French tension, from Latin tēnsiō.
اسم
- جمع
- tensions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
وضعیتی که در آن بین دو یا چند نیروی متضاد نگه داشته میشود
The condition of being held in a state between two or more forces acting in opposition.
My tensions with Eric over his alleged past actions have been fully resolved.
تنشهای من با اریک بر سر اقدامات ادعایی گذشتهاش کاملاً حل شده است.
نگرانی، دلواپسی، حالت عصبی، فشار روحی، تنش
A psychological state of being tense; nervousness, excitement, or fear created in a movie, book, etc.
Exercise is good for the elimination of tension.
ورزش برای رفع تنش خوب است.
کشش، نیروی کششی
The state of an elastic object which is stretched, increasing its length.
The tension in the cable was measured to ensure safety.
کشش در کابل برای اطمینان از ایمنی اندازهگیری شد.
نیروی کششی، کشش
A force transmitted through a rope, string, cable, or similar object.
The tension in the rope kept the bridge stable.
کشش در طناب پل را پایدار نگه داشت.
ولتاژ
Voltage.
The tension in the electrical circuit must be carefully monitored to prevent damage.
ولتاژ در مدار الکتریکی باید با دقت کنترل شود تا از آسیب جلوگیری شود.
فعل
- سومشخص مفرد
- tensions
- وجه وصفی حال
- tensioning
- گذشته ساده
- tensioned
- اسم مفعول
- tensioned
تحت فشار یا کشش قرار دادن
To place an object in tension; to pull or place strain on.
We tensioned the cable until it snapped.
کابل را تحت کشش قرار دادیم تا پاره شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه tension را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.