دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی tentative به فارسی
آزمایش، تلاش، اقدام آزمایشی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin tentātīvus, from tentō, meaning to try or test.
اسم
- جمع
- tentatives
آزمایش، تلاش، اقدام آزمایشی
A trial; an experiment; an attempt.
The experiment was a tentative.
آزمایش یک اقدام آزمایشی بود.
برنامه زمانبندی برای یک رویداد یا برنامه
A schedule for an event or a programme.
Please check the tentative for the conference.
لطفاً برنامه زمانبندی کنفرانس را بررسی کنید.
صفت
- صفت تفضیلی
- more tentative
- صفت عالی
- most tentative
آزمایشی، تجربی، امتحانی
Of or pertaining to a trial or trials; essaying; experimental.
a tentative answer
پاسخ آزمایشی
موقتی، غیر قطعی، احتمالی
Uncertain; subject to future change.
We have a tentative plan to meet on Friday, but it might change.
ما برنامه موقتی برای ملاقات در روز جمعه داریم، اما ممکن است تغییر کند.
متضادها: conclusive، definitive، certain
دودلانه، با دودلی، محتاطانه
Restrained; polite; feeling one's way, not using full force.
a tentative caress
در آغوشگیری دودلانه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه tentative را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.