دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی transcend به فارسی

فراتر رفتن، پا فرا گذاشتن، فرا سوی چیزی بودن یا رفتن

بریتانیایی: /trænˈsend/ آمریکایی: /trænˈsend/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin transcendere, meaning to climb over or surpass.

فعل

سوم‌شخص مفرد
transcends
وجه وصفی حال
transcending
گذشته ساده
transcended
اسم مفعول
transcended
۱.

فراتر رفتن، پا فرا گذاشتن، فرا سوی چیزی بودن یا رفتن

گذرا

To pass beyond the limits of something.

to transcend material existence

فرا سوی وجود مادی رفتن

مترادف‌ها: exceed، surpass

۲.

برتر بودن، بهتر بودن، برتری داشتن، پیشی گرفتن

گذرا

To surpass, as in intensity or power; to excel.

a writer whose fame has transcended his father's

نویسنده‌ای که شهرت او از پدرش بیشتر شده است

مترادف‌ها: excel، outdo

۳.

بالا رفتن، صعود کردن

گذرامنسوخ

To climb; to mount.

With a steady grip and sure footwork, the climber transcended the vertical rock face to stand at the summit.

با چنگی مستحکم و گام‌هایی مطمئن، کوهنورد از دیواره عمودی صخره عبور کرد و در قله ایستاد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه transcend را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.