دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی topical به فارسی

موضوعی، وابسته به موضوع

بریتانیایی: /ˈtɒp.ɪ.kəl/ آمریکایی: /ˈtɑː.pɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From topic + -al.

صفت

صفت تفضیلی
more topical
صفت عالی
most topical
۱.

موضوعی، وابسته به موضوع

Relating to a particular topic or subject.

The book is divided into topical chapters.

کتاب به فصل‌های موضوعی تقسیم شده است.

۲.

مورد بحث روز، امروزی، زبانزد

Relating to a topic or subject of current interest.

Fair trade has become quite a topical issue.

تجارت منصفانه به موضوعی کاملاً مورد بحث روز تبدیل شده است.

۳.

مختص یک مکان خاص

Local to a particular place.

The disease is topical to this region.

این بیماری مختص این منطقه است.

۴.

موضعی

پزشکی

Applied to a localized part of the body.

Apply the topical cream to the affected area.

کرم موضعی را روی ناحیه آسیب‌دیده بمالید.

متضادها: systemic

۵.

خارجی، موضعی (روی پوست یا چشم)

پزشکی

Applied externally to the surface of the skin or eye.

The doctor prescribed a topical ointment.

دکتر پماد موضعی تجویز کرد.

۶.

برحسب موضوع، موضوعی، مقوله‌ای

Arranged according to topic or theme; thematic.

The poems should be arranged topically not chronologically.

آن اشعار باید برحسب موضوع و نه برحسب تاریخ مرتب شوند.

اسم

جمع
topicals
۷.

داروی موضعی، ماده‌ای که روی پوست یا چشم استفاده می‌شود

پزشکی

A substance, especially a medication, applied externally to the surface of the skin or eye.

The doctor recommended a topical for the rash.

دکتر برای جوش یک داروی موضعی توصیه کرد.

۸.

بی‌حس‌کننده موضعی

داروشناسی

A topical anaesthetic.

The dentist applied a topical before the injection.

دندانپزشک قبل از تزریق یک بی‌حس‌کننده موضعی استفاده کرد.

۹.

لطیفه‌ای درباره موضوعات روز

A joke dealing with current events or topical subjects.

The comedian told a topical about the election.

کمدین یک لطیفه درباره انتخابات تعریف کرد.

۱۰.

تمبر موضوعی

تمبرشناسی

A postage stamp depicting a particular theme or subject.

He collects topicals featuring birds.

او تمبرهای موضوعی با تصویر پرندگان جمع‌آوری می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه topical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.