دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی turgid به فارسی

آماسیده، باد کرده، متورم، ورم کرده

بریتانیایی: /ˈtɜː.dʒɪd/ آمریکایی: /ˈtɝː.dʒɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin turgidus, from turgeō meaning to swell.

صفت

صفت تفضیلی
more turgid
صفت عالی
most turgid
۱.

آماسیده، باد کرده، متورم، ورم کرده

Swollen or distended beyond the natural state, especially by fluid or internal pressure.

I have a turgid limb.

من یک اندام ورم کرده دارم.

مترادف‌ها: bloated، distended، swollen

۲.

پرآب، طغیان‌کرده

Of a river: swollen with excess water, as from a flood.

After the heavy rain, the river became turgid and overflowed its banks.

پس از باران شدید، رودخانه آماسیده شد و از ساحل خود سرریز کرد.

۳.

مبالغه‌آمیز، پرلاف و گزاف، خودنمایانه

Overly complex and difficult to understand; grandiloquent or bombastic in style.

The professor's turgid lecture made it hard for students to stay engaged.

سخنرانی مبالغه‌آمیز استاد باعث شد دانشجویان نتوانند توجه خود را حفظ کنند.

مترادف‌ها: bombastic، grandiose، pompous

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه turgid را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.