دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی taxonomy به فارسی
علم ردهبندی، آرایهشناسی، علم طبقهبندی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French taxonomie, from taxo- + -nomy.
اسم
- جمع
- taxonomies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
علم ردهبندی، آرایهشناسی، علم طبقهبندی
The science or technique used to make a classification.
The scientist studied the taxonomy of plants to better understand their classification.
دانشمند برای درک بهتر طبقهبندی گیاهان، علم ردهبندی آنها را مطالعه کرد.
مترادفها: taxonomics
ردهبندی، طبقهبندی سلسلهمراتبی
A classification; especially, a classification in a hierarchical system.
The taxonomy of the new species was published in a journal.
ردهبندی گونه جدید در یک مجله منتشر شد.
آرایهبندی، ردهبندی موجودات برحسب گونه و جنس و تیره و راسته و رده و شاخه و نوع
The science of finding, describing, classifying and naming organisms.
The scientist explained the taxonomy of the new plant species.
دانشمند آرایهبندی گونه گیاهی جدید را توضیح داد.
مترادفها: alpha taxonomy، biotaxonomy
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه taxonomy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.