دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی thrive به فارسی
رشد کردن، بالیدن، شکوفا شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old Norse þrífa, from Proto-Germanic *þrībaną, from Proto-Indo-European *trep-.
فعل
- سومشخص مفرد
- thrives
- وجه وصفی حال
- thriving
- گذشته ساده
- throve، thrived
- اسم مفعول
- thriven، thrived
رشد کردن، بالیدن، شکوفا شدن
To grow or increase stature; to grow vigorously or luxuriantly, to flourish.
Not all animals thrive well in captivity.
همه حیوانات در اسارت خوب رشد نمیکنند.
رونق داشتن، کامیاب شدن، موفق بودن
To increase in wealth or success; to prosper, be profitable.
Since expanding in June, the business has really thrived.
از زمان گسترش در ماه ژوئن، کسبوکار واقعاً رونق گرفته است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه thrive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.