دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی thrive به فارسی

رشد کردن، بالیدن، شکوفا شدن

بریتانیایی: /θraɪv/ آمریکایی: /θraɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old Norse þrífa, from Proto-Germanic *þrībaną, from Proto-Indo-European *trep-.

فعل

سوم‌شخص مفرد
thrives
وجه وصفی حال
thriving
گذشته ساده
throve، thrived
اسم مفعول
thriven، thrived
۱.

رشد کردن، بالیدن، شکوفا شدن

ناگذرا

To grow or increase stature; to grow vigorously or luxuriantly, to flourish.

Not all animals thrive well in captivity.

همه حیوانات در اسارت خوب رشد نمی‌کنند.

۲.

رونق داشتن، کامیاب شدن، موفق بودن

ناگذرا

To increase in wealth or success; to prosper, be profitable.

Since expanding in June, the business has really thrived.

از زمان گسترش در ماه ژوئن، کسب‌وکار واقعاً رونق گرفته است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه thrive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.