دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی transparency به فارسی
فرانمایی، فراپیدایی، شفافیت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin trānspārentia.
اسم
- جمع
- transparencies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
فرانمایی، فراپیدایی، شفافیت
The quality of being transparent.
The transparency of the glass allows natural light to enter.
شفافیت شیشه اجازه میدهد نور طبیعی وارد شود.
مترادفها: transparence، transparentness
فرانمایی، شفافیت (در دسترس بودن برای بررسی)
Openness; accessibility to scrutiny.
The company values transparency and shares all financial reports with the employees.
شرکت به فرانمایی اهمیت میدهد و تمام گزارشهای مالی را با کارکنان به اشتراک میگذارد.
اثر هنری شفاف (قابل مشاهده با عبور نور)
A transparent artwork, viewable by shining light through it.
The gallery displayed a beautiful transparency.
گالری یک اثر هنری شفاف زیبا را به نمایش گذاشت.
اسلاید، فیلم شفاف عکاسی
A translucent film-like material with an image imprinted on it, viewable by shining light through it.
The teacher used a transparency to show the diagram on the overhead projector.
معلم از یک اسلاید برای نمایش نمودار روی پروژکتور سربار استفاده کرد.
چیز شفاف
Something transparent.
The window is a transparency that lets in light.
پنجره یک چیز شفاف است که نور را وارد میکند.
شفافیت (دقت کافی برای غیرقابل تشخیص بودن نتیجه فشردهشده از ورودی فشردهنشده)
Sufficient accuracy to make the compressed result perceptually indistinguishable from the uncompressed input.
The codec achieves transparency at high bitrates.
این کدک در نرخهای بیت بالا به شفافیت میرسد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه transparency را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.