دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی tangential به فارسی
مماسی، همسودی، ظلی، سایانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From tangent + -ial.
صفت
- صفت تفضیلی
- more tangential
- صفت عالی
- most tangential
مماسی، همسودی، ظلی، سایانی
Referring to a tangent, moving at a tangent to something.
tangential component
مولفهی مماسی، همنه سایانی
مماس، همسود، سایا
Merely touching, positioned as a tangent.
The line is tangential to the circle.
خط بر دایره مماس است.
فقط به طور غیرمستقیم مرتبط
Only indirectly related.
His comments during the meeting were tangential and did not directly address the main topic.
نظراتش در طول جلسه کجرو بود و به موضوع اصلی مستقیم نمیپرداخت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه tangential را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.