دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی taunt به فارسی

مسخره کردن، سر به سر کسی گذاشتن، متلک گفتن

بریتانیایی: /tɔːnt/ آمریکایی: /tɑːnt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Middle French tanter, variant of Old French tempter, meaning to tempt.

فعل

سوم‌شخص مفرد
taunts
وجه وصفی حال
taunting
گذشته ساده
taunted
اسم مفعول
taunted
۱.

مسخره کردن، سر به سر کسی گذاشتن، متلک گفتن

گذرا

To make fun of someone in order to provoke a reaction.

Other children taunted him about being fat.

سایر بچه‌ها بخاطر چاقی سربه‌سر او می‌گذاشتند.

اسم

جمع
taunts
شمارش‌پذیری
countable
۲.

متلک، طعنه، تمسخر

A scornful or mocking remark.

She ignored his taunts and walked away.

او متلک‌هایش را نادیده گرفت و دور شد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Old French tant, Latin tantus, meaning so great.

صفت

صفت تفضیلی
more taunt
صفت عالی
most taunt
۳.

بسیار بلند یا مرتفع (به ویژه در مورد دکل کشتی)

منسوخدریانوردی

Very high or tall, especially of a ship's mast.

The taunt mast rose above the rigging, catching the first light of dawn.

دکلِ بسیار بلندِ کشتی از بالای بندها سربُرد و نور نخستین سپیده‌دم را به خود گرفت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه taunt را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.