دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی thorny به فارسی
خاردار، تیغدار، پرخار و خسک
بریتانیایی: /ˈθɔː.ni/ آمریکایی: /ˈθɔːr.ni/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English thorniġ, from Proto-West Germanic *þornag.
صفت
- صفت تفضیلی
- thornier
- صفت عالی
- thorniest
۱.
خاردار، تیغدار، پرخار و خسک
Having thorns or spines.
a thorny bush
بتهی پر خار و خسک
مترادفها: prickly، spiny
۲.
پردردسر، پرزحمت، غامض
Troublesome or vexatious.
a thorny problem
یک مسالهی پر دردسر
۳.
گرفته و زودرنج
Aloof and irritable.
He was in a thorny mood.
حال و هوای گرفته و زودرنجی داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه thorny را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.