دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی technical به فارسی
فنی، مربوط به یک رشته خاص
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin technicus + -al, from Greek tekhnikos, from tekhnē meaning skill.
صفت
- صفت تفضیلی
- more technical
- صفت عالی
- most technical
فنی، مربوط به یک رشته خاص
Specifically related to a particular discipline.
Particle physics uses the word spin in a technical sense.
فیزیک ذرات از واژه اسپین در یک مفهوم فنی استفاده میکند.
مترادفها: technic
فنآورانه، فنی
Of or related to technology.
Since the 1940s there had been many technical advancements.
از دهه ۱۹۴۰ پیشرفتهای فنی زیادی صورت گرفته بود.
مترادفها: technological، technologic
فنینگر، ماهر در علم و فناوری
Technically minded; adept with science and technology.
Kayla can probably get the printer working. She's technical like that.
کایلا احتمالاً میتواند چاپگر را راه بیندازد. او اینطور فنی است.
مربوط به تکنیک یا نیازمند آن
Relating to, or requiring, technique.
The performance showed technical virtuosity, but lacked inspiration.
اجرا مهارت فنی را نشان داد، اما الهامبخش نبود.
مترادفها: technic
نیازمند تکنیکهای پیشرفته برای تکمیل موفق
Requiring advanced techniques for successful completion.
technical climbing
کوهنوردی فنی
وابسته به ملاحظات فنی بازار
Relating to the internal mechanics of a market rather than more basic factors.
The market had a technical rally, due to an oversold condition.
بازار به دلیل شرایط فروش بیش از حد، یک افزایش فنی داشت.
واژههای همرده: fundamental
به معنای دقیق، اما نه عملی یا معنادار
In the strictest sense, but not practically or meaningfully.
Crossing the front lawn of that house to get to the mailbox was a technical trespass.
عبور از چمن جلوی آن خانه برای رسیدن به صندوق پست، یک تجاوز فنی بود.
اسم
- جمع
- technicals
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
وانت باری با تفنگ نصبشده روی آن
A pickup truck with a gun mounted on it.
The rebels used technicals in the conflict.
شورشیان در درگیری از وانتهای مسلح استفاده کردند.
تخلف فنی (در بسکتبال)
Short for technical foul.
The referee called a technical on the player for arguing.
داور به خاطر بحث کردن بازیکن، یک تخلف فنی گرفت.
حرکت ویژه در برخی بازیهای مبارزهای که اثر حمله حریف را خنثی میکند
A special move in certain fighting games that cancels out the effect of an opponent's attack.
He used a technical to block the combo.
او از یک حرکت فنی برای مسدود کردن کمبو استفاده کرد.
مدرسه فنی (مخفف)
Short for technical school.
She enrolled in a technical after high school.
او بعد از دبیرستان در یک مدرسه فنی ثبتنام کرد.
دوره فنی (مخفف)
Short for technical course.
He took a technical in automotive repair.
او یک دوره فنی در تعمیرات خودرو گذراند.
آزمون فنی (مخفف)
Short for technical examination.
The technical was scheduled for next week.
آزمون فنی برای هفته آینده برنامهریزی شد.
تمرین فنی (مخفف)
Short for technical rehearsal.
We have a technical tomorrow before the opening night.
فردا قبل از شب افتتاحیه یک تمرین فنی داریم.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه technical را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.