دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی technical به فارسی

فنی، مربوط به یک رشته خاص

بریتانیایی: /ˈtek.nɪ.kəl/ آمریکایی: /ˈtek.nɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Late Latin technicus + -al, from Greek tekhnikos, from tekhnē meaning skill.

صفت

صفت تفضیلی
more technical
صفت عالی
most technical
۱.

فنی، مربوط به یک رشته خاص

Specifically related to a particular discipline.

Particle physics uses the word spin in a technical sense.

فیزیک ذرات از واژه اسپین در یک مفهوم فنی استفاده می‌کند.

مترادف‌ها: technic

۲.

فن‌آورانه، فنی

Of or related to technology.

Since the 1940s there had been many technical advancements.

از دهه ۱۹۴۰ پیشرفت‌های فنی زیادی صورت گرفته بود.

مترادف‌ها: technological، technologic

۳.

فنی‌نگر، ماهر در علم و فناوری

Technically minded; adept with science and technology.

Kayla can probably get the printer working. She's technical like that.

کایلا احتمالاً می‌تواند چاپگر را راه بیندازد. او این‌طور فنی است.

۴.

مربوط به تکنیک یا نیازمند آن

Relating to, or requiring, technique.

The performance showed technical virtuosity, but lacked inspiration.

اجرا مهارت فنی را نشان داد، اما الهام‌بخش نبود.

مترادف‌ها: technic

۵.

نیازمند تکنیک‌های پیشرفته برای تکمیل موفق

Requiring advanced techniques for successful completion.

technical climbing

کوهنوردی فنی

۶.

وابسته به ملاحظات فنی بازار

بازار سهام

Relating to the internal mechanics of a market rather than more basic factors.

The market had a technical rally, due to an oversold condition.

بازار به دلیل شرایط فروش بیش از حد، یک افزایش فنی داشت.

واژه‌های هم‌رده: fundamental

۷.

به معنای دقیق، اما نه عملی یا معنادار

In the strictest sense, but not practically or meaningfully.

Crossing the front lawn of that house to get to the mailbox was a technical trespass.

عبور از چمن جلوی آن خانه برای رسیدن به صندوق پست، یک تجاوز فنی بود.

اسم

جمع
technicals
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۸.

وانت باری با تفنگ نصب‌شده روی آن

A pickup truck with a gun mounted on it.

The rebels used technicals in the conflict.

شورشیان در درگیری از وانت‌های مسلح استفاده کردند.

۹.

تخلف فنی (در بسکتبال)

بسکتبال

Short for technical foul.

The referee called a technical on the player for arguing.

داور به خاطر بحث کردن بازیکن، یک تخلف فنی گرفت.

۱۰.

حرکت ویژه در برخی بازی‌های مبارزه‌ای که اثر حمله حریف را خنثی می‌کند

بازی‌های ویدیویی

A special move in certain fighting games that cancels out the effect of an opponent's attack.

He used a technical to block the combo.

او از یک حرکت فنی برای مسدود کردن کمبو استفاده کرد.

۱۱.

مدرسه فنی (مخفف)

Short for technical school.

She enrolled in a technical after high school.

او بعد از دبیرستان در یک مدرسه فنی ثبت‌نام کرد.

۱۲.

دوره فنی (مخفف)

Short for technical course.

He took a technical in automotive repair.

او یک دوره فنی در تعمیرات خودرو گذراند.

۱۳.

آزمون فنی (مخفف)

Short for technical examination.

The technical was scheduled for next week.

آزمون فنی برای هفته آینده برنامه‌ریزی شد.

۱۴.

تمرین فنی (مخفف)

countableuncountableعامیانه

Short for technical rehearsal.

We have a technical tomorrow before the opening night.

فردا قبل از شب افتتاحیه یک تمرین فنی داریم.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه technical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.