دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی training به فارسی

آموزش، تعلیم، تربیت، کارآموزی

بریتانیایی: /ˈtreɪnɪŋ/ آمریکایی: /ˈtreɪnɪŋ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۱.

آموزش، تعلیم، تربیت، کارآموزی

The process of teaching or learning a skill or behavior through practice and instruction.

driver training

آموزش رانندگی

the training of new nurses

آموزش پرستاران جدید

صفت

۲.

آموزشی، تمرینی

Relating to or used for training.

She attended a training course.

او در یک دوره آموزشی شرکت کرد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

training camp

۳.

اردوگاه پرورش ورزشکاران، فرهیختگاه

A place where athletes or soldiers undergo intensive training.

The team is preparing for the season at a training camp.

تیم در یک اردوی تمرینی برای فصل آماده می‌شود.

عبارت‌های مرتبط

training camp
اردوگاه پرورش ورزشکاران، فرهیختگاه

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه training را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.