دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی training به فارسی
آموزش، تعلیم، تربیت، کارآموزی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
آموزش، تعلیم، تربیت، کارآموزی
The process of teaching or learning a skill or behavior through practice and instruction.
driver training
آموزش رانندگی
the training of new nurses
آموزش پرستاران جدید
صفت
آموزشی، تمرینی
Relating to or used for training.
She attended a training course.
او در یک دوره آموزشی شرکت کرد.
اصطلاحها و عبارتها
training camp
اردوگاه پرورش ورزشکاران، فرهیختگاه
A place where athletes or soldiers undergo intensive training.
The team is preparing for the season at a training camp.
تیم در یک اردوی تمرینی برای فصل آماده میشود.
عبارتهای مرتبط
- training camp
- اردوگاه پرورش ورزشکاران، فرهیختگاه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه training را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.