دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی terse به فارسی
موجز، مختصر و مفید، کوتاه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin tersus, meaning clean or neat.
صفت
- صفت تفضیلی
- terser
- صفت عالی
- tersest
موجز، مختصر و مفید، کوتاه
Brief and concise, to the point.
His answers were clipped and terse.
پاسخهای او شمرده و موجز بودند.
مترادفها: concise، succinct
متضادها: prolix، verbose، wordy
کمگوی، کمگفتار، کوتهگو، کمحرف
Abruptly or brusquely short; curt.
He remained terse during the interview.
طی مصاحبه خیلی کمحرف بود.
مترادفها: abrupt، brusque، curt
صیقلخورده، براق، صاف، آراسته
Burnished, polished; fine, smooth; neat, spruce.
In the lamplight, the terse surface of the blade gleamed like polished steel, neat and bright.
در نور فانوس، سطحِ صیقلیِ تیغه مانند فولاد صیقلخور درخشید، آراسته و روشن.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه terse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.