دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی terse به فارسی

موجز، مختصر و مفید، کوتاه

بریتانیایی: /tɜːs/ آمریکایی: /tɝːs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin tersus, meaning clean or neat.

صفت

صفت تفضیلی
terser
صفت عالی
tersest
۱.

موجز، مختصر و مفید، کوتاه

Brief and concise, to the point.

His answers were clipped and terse.

پاسخ‌های او شمرده و موجز بودند.

مترادف‌ها: concise، succinct

متضادها: prolix، verbose، wordy

۲.

کم‌گوی، کم‌گفتار، کوته‌گو، کم‌حرف

Abruptly or brusquely short; curt.

He remained terse during the interview.

طی مصاحبه خیلی کم‌حرف بود.

مترادف‌ها: abrupt، brusque، curt

۳.

صیقل‌خورده، براق، صاف، آراسته

منسوخ

Burnished, polished; fine, smooth; neat, spruce.

In the lamplight, the terse surface of the blade gleamed like polished steel, neat and bright.

در نور فانوس، سطحِ صیقلیِ تیغه مانند فولاد صیقل‌خور درخشید، آراسته و روشن.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه terse را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.