دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی tumour به فارسی
تودهی غیرطبیعی بافت، نئوپلاسم
بریتانیایی: /ˈtʃuː.mər/ آمریکایی: /ˈtuː.mɚ/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin tumor, meaning swelling.
اسم
- جمع
- tumours
- شمارشپذیری
- countable
۱.
تودهی غیرطبیعی بافت، نئوپلاسم
انکولوژیآسیبشناسی
An abnormal growth of tissue; a neoplasm.
The surgeon removed the tumour.
جراح توده را برداشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه tumour را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.