دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی testimony به فارسی

شهادت (به ویژه در دادگاه)

بریتانیایی: /ˈtes.tɪ.mən.i/ آمریکایی: /ˈtes.tə.moʊ.ni/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: testimonie obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle English testimonie, from Old French, from Latin testimonium.

اسم

جمع
testimonies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

شهادت (به ویژه در دادگاه)

حقوق

Statements made by a witness in court.

She is to give testimony tomorrow.

قرار است فردا شهادت بدهد.

مترادف‌ها: deposition

۲.

گواهی، تصدیق، اذعان

An account of first-hand experience.

That he was intelligent is the testimony of all who met him.

گواهی همه‌ی کسانی که او را ملاقات کرده بودند این بود که او باهوش است.

۳.

شهادت ایمانی، بیان تجربه‌ی دینی

دین

A personal account of one's faith or conversion, given in a religious service.

He shared his testimony at the church service.

او در مراسم کلیسا شهادت ایمانی خود را به اشتراک گذاشت.

۴.

شاهد، گواه، دلیل بر یک واقعیت

Witness; evidence; proof of some fact.

This new library is a testimony to his career as a great statesman.

این کتابخانه‌ی جدید یادآور دوران خدمت او به عنوان یک دولتمرد بزرگ است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه testimony را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.