دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی tactic به فارسی

تاکتیک، روش دستیابی به هدف

بریتانیایی: /ˈtæk.tɪk/ آمریکایی: /ˈtæk.tɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: tactick obsolete

ریشه‌شناسی

From New Latin tactica, from Greek taktikos, from tassein to arrange.

اسم

جمع
tactics
۱.

تاکتیک، روش دستیابی به هدف

A maneuver or action calculated to achieve some end.

The coach planned a new tactic to win the game.

مربی یک تاکتیک جدید برای بردن بازی برنامه‌ریزی کرد.

مترادف‌ها: scheme، stratagem، plan، maneuver، course of action

۲.

تاکتیک نظامی، مانور جنگی

نظامی

A maneuver used against an enemy.

The general devised a new tactic to outmaneuver the enemy forces.

ژنرال یک تاکتیک جدید برای پیشی گرفتن از نیروهای دشمن طراحی کرد.

۳.

تاکتیک شطرنج، دنباله‌ای از حرکات که گزینه‌های حریف را محدود می‌کند

شطرنج

A sequence of moves that limits the opponent's options and results in an immediate advantage.

He used a fork tactic to win material.

او از تاکتیک چنگال برای بردن مهره استفاده کرد.

صفت

۴.

تاکتیکی، مربوط به رزم‌آرایی

نظامیقدیمی

Tactical; relating to the art of military and naval tactics.

The tactic deployment of the fleet proved decisive.

استقرار تاکتیکی ناوگان تعیین‌کننده بود.

مترادف‌ها: tactical

۵.

تاکتیک (در شیمی پلیمر)، مربوط به پلیمری که واحدهای تکراری آن یکسان هستند

شیمی

Describing a polymer whose repeat units are identical.

The polymer has a tactic structure.

پلیمر دارای ساختار تاکتیک است.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه tactic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.