دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی theorize به فارسی
نظریهپردازی کردن، دیدمانگری کردن، نگره دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: theorise UK
ریشهشناسی
From theory + -ize, first used c. 1599.
فعل
- سومشخص مفرد
- theorizes
- وجه وصفی حال
- theorizing
- گذشته ساده
- theorized
- اسم مفعول
- theorized
نظریهپردازی کردن، دیدمانگری کردن، نگره دادن
To formulate a theory, especially about some specific subject.
Scientists often theorize about the origins of the universe.
دانشمندان اغلب دربارهٔ منشأ جهان نظریهپردازی میکنند.
حدس زدن، گمانهزنی کردن
To speculate.
We can only theorize about what happened.
ما فقط میتوانیم دربارهٔ آنچه رخ داد حدس بزنیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه theorize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.