دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی transgression به فارسی
تجاوز، تخطی، گناه، معصیت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French transgression, from Late Latin transgressio, from Latin transgredior (step across).
اسم
- جمع
- transgressions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تجاوز، تخطی، گناه، معصیت
A violation of a law, duty or commandment.
He asked for forgiveness for his transgression against the rules.
او برای تجاوز خود از قوانین طلب بخشش کرد.
مترادفها: violation، sin
فراروی، عمل فراتر از مرزهای پذیرفتهشده
An act that goes beyond generally accepted boundaries.
His behavior was a transgression of social norms.
رفتار او فراروی از هنجارهای اجتماعی بود.
تراروی، بالا آمدن نسبی سطح دریا که منجر به نهشته شدن لایههای دریایی بر روی لایههای خشکی میشود
A relative rise in sea level resulting in deposition of marine strata over terrestrial strata.
The transgression of the sea created new sedimentary layers.
تراروی دریا لایههای رسوبی جدیدی ایجاد کرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه transgression را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.