دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی threat به فارسی
تهدید، هراسه، بیمداد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Old English þrēat, meaning a crowd or pressure.
اسم
- جمع
- threats
- شمارشپذیری
- countable
تهدید، هراسه، بیمداد
An expression of intent to injure or punish another.
He made threats against his neighbor.
او همسایهاش را تهدید کرد.
خطر، سیج
An indication of potential or imminent danger.
The storm posed a threat to the village.
طوفان خطری برای روستا بود.
تهدید، خطر
A person or object that is regarded as a danger; a menace.
The dictator was a threat to world peace.
دیکتاتور تهدیدی برای صلح جهانی بود.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Old English þrēatian, meaning to press or threaten.
فعل
- سومشخص مفرد
- threats
- وجه وصفی حال
- threating
- گذشته ساده
- threated
- اسم مفعول
- threated
فشار آوردن، وادار کردن، مجبور کردن
To press; urge; compel.
He threat them to finish the work.
آنها را وادار کرد کار را تمام کنند.
تهدید کردن
To threaten.
The captain threat to hang the mutineers if they resist.
ناخدا تهدید کرد که شورشیان را آویزان کند اگر مقاومت کنند.
تهدید کردن، تهدیدآمیز رفتار کردن
To use threats; act or speak menacingly; threaten.
He threat often when angry.
وقتی عصبانی بود اغلب تهدید میکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه threat را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.