دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی takedown به فارسی
دستگیری مظنون توسط پلیس
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Deverbal from take down.
اسم
- جمع
- takedowns
- شمارشپذیری
- countable
دستگیری مظنون توسط پلیس
The arrest of a suspect by a police officer.
The police made a takedown of the suspect.
پلیس مظنون را دستگیر کرد.
بر زمین زدن حریف
An act of bringing one's opponent to the ground.
The wrestler executed a perfect takedown to win the match.
کشتیگیر برای بردن مسابقه یک بر زمین زدن حریف بینقص انجام داد.
مترادفها: throw
حذف اجباری محتوا از وبسایت و غیره
Enforced removal of material from a website, etc.
The company issued a takedown notice for the copyrighted video.
شرکت برای ویدیوی دارای حق نشر اخطار حذف صادر کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه takedown را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.