دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی tricky به فارسی

دشوار، پیچیده، نیازمند دقت زیاد

بریتانیایی: /ˈtrɪk.i/ آمریکایی: /ˈtrɪk.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From trick + -y.

صفت

صفت تفضیلی
trickier
صفت عالی
trickiest
۱.

دشوار، پیچیده، نیازمند دقت زیاد

Hard to deal with; complicated.

They were in a tricky situation.

آن‌ها در موقعیت دشواری قرار داشتند.

۲.

نیرنگ‌باز، دغلکار، حیله‌گر، مکار

Adept at using deception.

A tricky salesman can sell anything.

یک فروشنده نیرنگ‌باز می‌تواند هر چیزی را بفروشد.

۳.

مرتبط با مشتری روسپی یا پول حاصل از آن

عامیانهزبان عامیانه

Relating to or associated with a prostitution trick.

I don't want any of your tricky money, thank you!

من پول کثیف تو را نمی‌خواهم، ممنون!

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه tricky را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.