دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی trajectory به فارسی

مسیر حرکت یک جسم، خط سیر

بریتانیایی: /trəˈdʒek.tər.i/ آمریکایی: /trəˈdʒek.tɚ.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From New Latin trajectoria, from Latin traiectus, past participle of traicio, from trans- + iacio.

اسم

جمع
trajectories
شمارش‌پذیری
countable
۱.

مسیر حرکت یک جسم، خط سیر

The path an object takes as it moves.

the trajectory of an artillery shell

پرتابراه یک گلوله‌ی توپ

۲.

مسیر حرکت یک جرم در فضا

ستاره‌شناسیعلوم فضایی

The path of a body as it travels through space.

The rocket's trajectory was carefully calculated to ensure it reached the correct orbit.

مسیر موشک به دقت محاسبه شد تا اطمینان حاصل شود که به مدار صحیح می‌رسد.

۳.

مجموعه‌ای از حالت‌های میانی که یک سیستم پویا در طول زمان به خود می‌گیرد

سایبرنتیک

The ordered set of intermediate states assumed by a dynamical system as a result of time evolution.

The system's trajectory through state space was plotted.

مسیر سیستم در فضای حالت ترسیم شد.

۴.

مسیر پیشرفت، خط سیر (مانند جنگ یا حرفه)

مجازی

A course of development, such as that of a war or career.

when he was forty, the trajectory of his luck reached its highest point

وقتی که چهل ساله بود مسیر شانس او به اوج خود رسید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه trajectory را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.