دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی troubleshooter به فارسی
عیبیاب، رفعکننده مشکل
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From trouble + shooter.
اسم
- جمع
- troubleshooters
عیبیاب، رفعکننده مشکل
A person skilled at locating the causes of problems and rectifying them.
The company hired a troubleshooter to fix the production issues.
شرکت یک عیبیاب استخدام کرد تا مشکلات تولید را برطرف کند.
برنامه یا روال عیبیابی رایانهای
A software program or routine that attempts to diagnose a problem with the system.
Run the network troubleshooter to check your connection.
برای بررسی اتصال خود، عیبیاب شبکه را اجرا کنید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه troubleshooter را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.