دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی troubleshooter به فارسی

عیب‌یاب، رفع‌کننده مشکل

بریتانیایی: /ˈtrʌb.əlˌʃuː.tər/ آمریکایی: /ˈtrʌb.əlˌʃuː.t̬ɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From trouble + shooter.

اسم

جمع
troubleshooters
۱.

عیب‌یاب، رفع‌کننده مشکل

A person skilled at locating the causes of problems and rectifying them.

The company hired a troubleshooter to fix the production issues.

شرکت یک عیب‌یاب استخدام کرد تا مشکلات تولید را برطرف کند.

۲.

برنامه یا روال عیب‌یابی رایانه‌ای

رایانه

A software program or routine that attempts to diagnose a problem with the system.

Run the network troubleshooter to check your connection.

برای بررسی اتصال خود، عیب‌یاب شبکه را اجرا کنید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه troubleshooter را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.