دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی trauma به فارسی
ضربهی جسمی، زخم شدید جسمی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek τραῦμα (traûma, 'wound, damage').
اسم
- جمع
- traumas، traumata
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ضربهی جسمی، زخم شدید جسمی
Any serious injury to the body, often resulting from violence or an accident.
The car accident caused severe trauma to his leg.
تصادف ماشین باعث ضربهی شدید به پای او شد.
ضربهی روحی، شوک عاطفی
An emotional wound leading to psychological injury.
The accident caused her a lot of emotional trauma.
تصادف ماشین به او ضربهی روحی زیادی وارد کرد.
رویداد بسیار ناراحتکننده، واقعهی دردناک
An event that causes great distress.
Losing a loved one is a trauma that takes time to heal.
از دست دادن عزیز، ضربهای است که بهبود آن زمان میبرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه trauma را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.