دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی taxation به فارسی

مالیات‌بندی، مالیات‌گذاری، خراج‌بندی

بریتانیایی: /tækˈseɪ.ʃən/ آمریکایی: /tækˈseɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English taxacioun, from Anglo-Norman taxacion, from Latin taxatio.

اسم

جمع
taxations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

مالیات‌بندی، مالیات‌گذاری، خراج‌بندی

The act of imposing taxes and the fact of being taxed.

Taxation is an important source of revenue for the government.

مالیات‌بندی یک منبع درآمد مهم برای دولت است.

۲.

نظام مالیاتی، سیستم مالیات‌دهی

A particular system of taxing people or companies.

The country reformed its taxation to attract foreign investment.

این کشور نظام مالیاتی خود را برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی اصلاح کرد.

۳.

درآمد مالیاتی، عوارض دریافتی دولت

The revenue gained from taxes.

The government relies on taxation to fund public services.

دولت برای تأمین مالی خدمات عمومی به درآمد مالیاتی متکی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه taxation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.