دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی typify به فارسی
نمونه (چیزی) بودن، نماد (چیزی) بودن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
فعل
- سومشخص مفرد
- typifies
- وجه وصفی حال
- typifying
- گذشته ساده
- typified
- اسم مفعول
- typified
نمونه (چیزی) بودن، نماد (چیزی) بودن
To embody, exemplify; to represent by a form, image, model, or resemblance.
His attitude typifies the attitude of young people today.
نگرش او نمونهی نگرش جوانان امروز است.
با نمونه نشان دادن، به صورت کلیشهای نشان دادن
To portray stereotypically.
The angry captain typified all new sailors as incompetent.
کاپیتان عصبانی همه ملوانان جدید را نالایق نشان داد.
نمونهی شاخص (چیزی) بودن
To serve as a typical or reference specimen of.
The chosen specimen typifies plants belonging to that species.
نمونهی انتخابشده، نمونهی شاخص گیاهان متعلق به آن گونه است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه typify را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.