دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی trade-off به فارسی
بده و بستان، معاوضه، پایاپای
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: tradeoff
ریشهشناسی
Deverbal from trade off.
اسم
- جمع
- trade-offs
بده و بستان، معاوضه، پایاپای
Any situation in which the quality or quantity of one thing must be decreased for another to be increased.
There is often a trade-off between time and quality in project management.
اغلب در مدیریت پروژه بین زمان و کیفیت یک بده و بستان وجود دارد.
مترادفها: compromise
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه trade-off را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.