دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی trade-off به فارسی

بده و بستان، معاوضه، پایاپای

بریتانیایی: /ˈtreɪd.ɒf/ آمریکایی: /ˈtreɪd.ɑːf/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: tradeoff

ریشه‌شناسی

Deverbal from trade off.

اسم

جمع
trade-offs
۱.

بده و بستان، معاوضه، پایاپای

Any situation in which the quality or quantity of one thing must be decreased for another to be increased.

There is often a trade-off between time and quality in project management.

اغلب در مدیریت پروژه بین زمان و کیفیت یک بده و بستان وجود دارد.

مترادف‌ها: compromise

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه trade-off را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.