دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی temptation به فارسی
وسوسه، اغوا، تحریک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French temptacion, from Latin temptatio.
اسم
- جمع
- temptations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
وسوسه، اغوا، تحریک
The act of tempting.
She felt the temptation to eat the chocolate cake, even though she was on a diet.
او وسوسه شد کیک شکلاتی بخورد، حتی با اینکه رژیم داشت.
وسوسه، اغواگری
The condition of being tempted.
She tried to resist the temptation of eating the chocolate cake.
او سعی کرد در برابر وسوسه خوردن کیک شکلاتی مقاومت کند.
عامل وسوسه، هر چیز اغواکننده
Something attractive, tempting or seductive; an inducement or enticement.
The smell of freshly baked cookies was a strong temptation for the children.
بوی کوکیهای تازه پخته شده، عامل وسوسه قویای برای کودکان بود.
فشاری که به تفکر فرد وارد میشود تا احساسات نادرست ایجاد کند که در نهایت به اعمال نادرست منجر شود.
Pressure applied to one's thinking designed to create wrong emotions which will eventually lead to wrong actions.
He struggled with the temptation to cheat on the exam.
او با وسوسه تقلب در امتحان دست و پنجه نرم کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه temptation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.