دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی theory به فارسی

نظریه، دیدمان، نگره

بریتانیایی: /ˈθɪə.ri/ آمریکایی: /ˈθɪr.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French théorie, from Late Latin theōria, from Ancient Greek theōría (contemplation).

اسم

جمع
theories
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نظریه، دیدمان، نگره

A description of an event or system that is considered to be accurate.

The scientist developed a new theory to explain the strange phenomenon.

دانشمند نظریه جدیدی برای توضیح پدیده عجیب تدوین کرد.

۲.

نظریه، دیدمان، نگره (از قانون law ضعیفتر و از فرضیه یا پنداره hypothesis قویتر است)

علوم

A coherent statement or set of ideas that explains observed facts or phenomena and correctly predicts new facts or phenomena not previously observed, or which sets out the laws and principles of something known or observed; a hypothesis confirmed by observation, experiment etc.

the theory of evolution

نظریه‌ی تکامل (دیدمان فرگشت)

۳.

اصول یا روش‌های زیربنایی یک مهارت فنی خاص و غیره، در مقابل عمل

The underlying principles or methods of a given technical skill, art etc., as opposed to its practice.

In theory, this method works perfectly.

از نظر دیدمان، این روش کاملاً کار می‌کند.

۴.

نظریه (در ریاضیات)، شاخه‌ای از مطالعه که به توصیف کامل یک دسته خاص از ساختارها می‌پردازد

ریاضیات

A field of study attempting to exhaustively describe a particular class of constructs.

Knot theory classifies the mappings of a circle into 3-space.

نظریه‌ی گره، نگاشت‌های یک دایره به فضای سه‌بعدی را طبقه‌بندی می‌کند.

۵.

نظریه (در منطق)، مجموعه‌ای از اصول موضوعه و تمام گزاره‌های قابل استنتاج از آنها

منطق

A set of axioms together with all statements derivable from them; or, a set of statements which are deductively closed.

A theory is consistent if it has a model.

یک نظریه سازگار است اگر مدلی داشته باشد.

۶.

تصور ذهنی؛ تأمل، ملاحظه

منسوخ

Mental conception; reflection, consideration.

He spent hours in theory, pondering the nature of the soul.

او ساعتها به تأمل دربارهٔ ماهیت روح مشغول بود.

۷.

حدس، گمان، انگار

عامیانه

A hypothesis or conjecture.

her theory that our neighbor was a spy

حدس او مبنی بر اینکه همسایه‌ی ما جاسوس بود

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

in theory

۸.

از نظر دیدمان، به طور تئوریک

According to theoretical considerations, as opposed to practical reality.

In theory it is possible to turn iron into gold but in practice it cannot be done.

از نظر دیدمان تبدیل آهن به طلا ممکن است ولی عملا نمی‌توان آن را انجام داد.

عبارت‌های مرتبط

in theory
از نظر دیدمان، به طور تئوریک

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه theory را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.