دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی teleconference به فارسی

کنفرانس از راه دور، هم‌نشست دوربرد

بریتانیایی: /ˌtel.ɪˈkɒn.fər.əns/ آمریکایی: /ˈtel.əˌkɑːn.fɚ.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From telephone conference, or from Greek tele- (distance) and conference.

اسم

جمع
teleconferences
۱.

کنفرانس از راه دور، هم‌نشست دوربرد

A telephone conference, an arranged phone call between more than two parties.

The four of us should have a teleconference next week.

ما چهار نفر باید هفته آینده یک کنفرانس از راه دور داشته باشیم.

۲.

تبادل زنده اطلاعات میان افراد و ماشین‌های دور از هم که از طریق سیستم مخابراتی به هم متصل هستند

More generally, the live exchange of information among persons and machines remote from one another but linked by a telecommunications system, over telephone, video or other means.

We held a teleconference to discuss the project updates.

ما یک کنفرانس از راه دور برگزار کردیم تا درباره به‌روزرسانی‌های پروژه صحبت کنیم.

فعل

سوم‌شخص مفرد
teleconferences
وجه وصفی حال
teleconferencing
گذشته ساده
teleconferenced
اسم مفعول
teleconferenced
۳.

در یک کنفرانس از راه دور شرکت کردن، مذاکره از راه دور کردن

To take part in a teleconference.

I teleconferenced with marketing and engineering.

من با تیم بازاریابی و مهندسی از راه دور مذاکره کردم.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه teleconference را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.