دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی teleconference به فارسی
کنفرانس از راه دور، همنشست دوربرد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From telephone conference, or from Greek tele- (distance) and conference.
اسم
- جمع
- teleconferences
کنفرانس از راه دور، همنشست دوربرد
A telephone conference, an arranged phone call between more than two parties.
The four of us should have a teleconference next week.
ما چهار نفر باید هفته آینده یک کنفرانس از راه دور داشته باشیم.
تبادل زنده اطلاعات میان افراد و ماشینهای دور از هم که از طریق سیستم مخابراتی به هم متصل هستند
More generally, the live exchange of information among persons and machines remote from one another but linked by a telecommunications system, over telephone, video or other means.
We held a teleconference to discuss the project updates.
ما یک کنفرانس از راه دور برگزار کردیم تا درباره بهروزرسانیهای پروژه صحبت کنیم.
فعل
- سومشخص مفرد
- teleconferences
- وجه وصفی حال
- teleconferencing
- گذشته ساده
- teleconferenced
- اسم مفعول
- teleconferenced
در یک کنفرانس از راه دور شرکت کردن، مذاکره از راه دور کردن
To take part in a teleconference.
I teleconferenced with marketing and engineering.
من با تیم بازاریابی و مهندسی از راه دور مذاکره کردم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه teleconference را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.